Members

{links} {LinksTitle}
{/links}
Today Views : 1
Yesterday Views : 0
One Year Views : 6
و هنوز زنان، البته زنان خوب، من را می‌ترسانند. زیرا آن‌ها به تدریج روح و جان تو را طلب می‌کنند. و من می‌خواهم آنچه از من باقی مانده است را برای خودم نگه دارم. ~ زنان / #چارلز_بوکوفسکی @note5960 #زنان_تنهایی
2019/05/30 19:51
‏امروز روز جهانی ‎بهداشت قاعدگی هست و یکی از دلایل نامگذاریش از بین بردن تابوی اون تو برخی جوامعه؛ یادمون باشه ‎پریود طبیعت بدن زنانه و متوسط در زندگی هر زنی ۴۵۰ بار اتفاق می‌افته. پس خجالت نکشیم، جوری رفتار نکنیم که انگار برای آن گناه‌کار و کثیفیم و توی پلاستیک مشکی قایمش نکنیم ! ۲۸ می روز جهانی بهداشت قاعدگی زنان گرامی باد 🌷
2019/05/28 21:46
گیریم خانه های خرمشهر را هم درست کرده باشند صدای بمب مگر از حافظه ی نخل ها پاک می شود ؟؟؟؟!!!!!!! #خرمشهر #سوم_خرداد #وطنم @note5960
2019/05/24 11:33
۲ خرداد سالروز درگذشت ناصر حجازی دروازه بان اسطوره ای و فقید تیم استقلال و تیم ملی روحش شاد و یادش گرامی 🥀 @note5960
2019/05/23 09:34
02 Hejrat
Googoosh :::Myteh-Song.biz:::
2019/05/22 11:14
لطف و محبت عکاس باشی عزیز و دوست هنرمندم که از قدیمی های کانال هم هستند #آیدا_دارستان @note5960 آی دی اینستای خانم دارستان: @aida.darestan
2019/05/21 00:39
فرا موش... موشهایی هستند که به جویدن کابلهای دوستت دارم دوستت داشتم... مشغولند! مثل سرزمینی از غولهایِ ترسناکی که خاطراتِ ریز را میبلعند پ ن: آخرین بار این قصه را دختری ۱۴ ساله نوشت که فراموش کرده بود عشق را از دستِ پسر همسایه بچیند #هذیان_نوشت #مریم_اسدی @note5960
2019/05/18 06:56
کفش هایِ نو می پوشد... بهار از همین کفش ها شکوفه میکند #یهویی_نوشت #مریم_اسدی @note5960
2019/05/18 06:55
روزی پنجره ها را خواهم گشود و تمامِ ناگفته هایم را پرواز خواهم کرد و تو ب حقیرترین شکل در خودت انتقام ساعتها را خواهی شنید #مریم_اسدی #یهویی_نوشت #مشق @note5960
2019/05/18 06:54
قفس های از حلقوم بیرون زده را... به تنفسِ هوایِ آزاد وعده داده بود پنج حرف آزادی را از هم پاره میکرد زنی که برای زندان... میان حقایق زندگی شلاق می خورد پوتین ها ب پهلویش شلیک می شدند هزار پرنده تف می کرد صدای کبوتران را از فصل زیتون عاریه می گرفت و دندان های شکسته را توی مشتش می ریخت ■■■ صدای ِ زن زیر ترین آوازی است که همه چرخهای زندگی به لِه کردنش کوک میشد... #مریم_اسدی #یهویی_نوشت #مشق_هفته @note5960
2019/05/18 06:54
@note5960 #مشق_هفته
2019/05/18 06:53
زنی را میشناسم ک رویاهایش را می دوزد و به تن خوابهایش می کند تا دستش از آرزو های کوتاه مانده خالی نباشد... صدای خش خش پاییز را از گلوی بهار می شنوید که میان طنازی اردیبهشت پوست می اندازد #یهویی_نوشت #مریم_اسدی @note5960
2019/05/14 14:37
بوی جنگ می آید بوی میدانهای مین که تنشان زیر خاک برای ترکیدن میخارد... هر بار شاخه ای زیتون از نوک کبوتر ها میچینیم و گندمها ی سرزمین های دور را به فراغی عمیق می دوزیم حالا آغاز جنگ میان ِ مرزهای به خون نشسته است... چیزی نیست با اولین پرتابِ توپها یادمان می آید مرزهای پیر با سرفه های ممتد خود فریاد می زنند... خسته شدیم تمامش کنید ! ●●● صدای شلیک گلوله می آید و تمام میشود! #مریم_اسدی #یهویی_نوشت @note5960
2019/05/14 14:37
Miresam Be To
Reza Yazdani
2019/05/12 19:34
+می دونی چندبار در روز پشت هم :گوربابات! رو هجی کردم؟ چند بار گفتم ب درک! ولی قطعا این همه گوربابات و به درک که توی لحظه هام هوارهوار میکنم یعنی هنوز نه توی جهنمی نه توی دَرَک...داری ثانیه ثانیه تومن نفس میکشی #یهویی_نوشت #مریم_اسدی #دیالوگ_با_دیوار @note5960
2019/05/12 05:00
Tanha Mimanam
Salar Aghili
#سالار_عقیلی #new @note5960
2019/05/07 22:45
منفی دعا نکنید ذهن شما مفهومِ خواستن و نخواستن شما را نمیفهمد دعا نکنید آنچه از آن می هراسید پیش نیاید دعاکنید آنچه دوست دارید اتفاق بیفتد تا آن اتفاق را بسمت خود جذب کنید 👤دکتر معظمی @note5960 #تلنگر
2019/05/07 12:16
Age Boodi
Mehdi Jahani
2019/05/07 08:42
ربنا کامل
استاد شجریان
📣 همراه با صوت آسمانی استاد شجریان #ربنا #نوستالژی ♥️ماه رمضان های قدیم @note5960
2019/05/06 20:55
پنجره ها رو ب خوابهایم تاب میخورند و من تنها پرستوی مهاجری ام که بهار را به یاد نمی آورد از وقتی عطر خونی پرتقالها به دست آخرین فرمانده در میدان جنگ دفن شد! #یهویی_نوشت #مریم_اسدی @note5960
2019/05/05 12:09
عاشقم باش! بهار می شوم وشکوفه ها را روی موهایم پخش میکنم عاشقم باش! تا اردیبهشتِ تب دارم را روی تن ِتو بکارم و تمامِ خرداد را از آغوشِ" تو" به دنیا بیاییم.... #مریم_اسدی @note5960
2019/05/05 12:09
هیچ بحران انرژی، بحران غذا یا بحران محیط زیستی در کار نیست! بحران، " #بحران_نادانی" است! 👤ریچارد فولر #التماس_تفکر @note5960
2019/05/05 10:01
Roozegare Gharib
Alireza Ghorbani
2019/05/02 17:19
بوی انقلاب می آمد... کارگران خسته ای بودیم که برای لقمه ای نان سکوت می خوردیم فریاد غِی میکردیم... تا خونمان مباح انگشتانِ زندگی نشود #مریم_اسدی @note5960
2019/05/01 09:06
مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عده‌ای مجروح و بعداً چهارتن نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در «میدان بیده = Haymarket» جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مامور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشته‌شدگان اعلام نشده‌است ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. چون اعدام‌شدگان شیکاگو عمدتاً آلمانی بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه مه را روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد. @note5960
2019/05/01 09:01
@note5960 #photo: #mahsa
2019/05/01 09:01
Khaleej
Ebi
🎧 @note5960 #خلیج_همیشگی_فارس ۱۰ اردی بهشت روز خلیج فارس گرامی باد
2019/04/30 10:19
Gole Eshgh
Reza Bahram
2019/04/28 23:36
سیم‌های زیر تار زنانه است، و سیم‌های بم مردانه..! و از تلفیق این دو است که موسیقی زندگی نواخته میشود! ۸ اردیبهشت زادروز بانوی نویسنده و خالق رمان سووشون، سیمین دانشور گرامی باد 🌹💙 🆑 @note5960
2019/04/28 15:09
Havali To [BeepMusic.org]
Hootan Honarmand [BeepMusic.org]
2019/04/25 13:32
Pir Misham
Moein Z
2019/04/25 13:32
چکنم
سینا سرلک
2019/04/25 13:31
Akhare Shab
Masoud Sadeghloo & Mehdi Hosseini
2019/04/25 13:31
Roya
Shahin Najafi
2019/04/25 13:30
آدمها را ب حال خودشان رها نکنید... تنهایی وحشی تر از این حرفهاست که کسی زنده از آن بیرون بیاید مریم اسدی @sho_par 🥀🥀
2019/04/24 22:38
چمدانش را پوست میکند و هزار خاطره ب کمدش آویزان میکند مثلا "آخرین رنگی ک به تنش کرده بود و خیابان تب کرده را ب تخت پاشیده بود و بعد تمامش را زیر دوش شسته بود...." کمد آبستن هزار خاطره ی تب کرده فصل ب فصل چمدان را می بلعد همین آخری ها فصلی ک پاییز بود شاید لخت ترین حالتش را از چمدان عاریه گرفته بود و گوشه گوشه ی تخت را چنگ زده بود.... فرقی نمی کرد چمدان پوستش ک کنده شود حتما خاطره خواهد زایید حتی ب فصل میوه های رنگی تابستان #مریم_اسدی #چمدان #جاده #هذیان_های_زنی_ک_عشق_برایش_حکم_اعدام_بود @note5960
2019/04/24 19:21
#حرفِ اردیبهشت ک میشود یادم می افتد همیشه تب عشق بالا میرود و نرها یاد جفت گیری می افتند اردیبهشت تب دارد اینقد ک می سوزد می سوزاند و جهنم ِ نبودنت را به رخ میکشد #حرف #مریم_اسدی #یهویی_نوشت @note5960
2019/04/22 23:14
آن‌روز که در محشر, مردم همه گِرد آیند ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم... #عبید_زاکانی @note5960
2019/04/21 09:26
نقد ادبی شاعری را یک روز زیر بازارچه شلاق زدند ژنده پوشی سبب واقعه را جویا شد. کافه ی اهل تجارت گفتند: لفظ بازار گرامی بادا! و قلمهای مُوَسوِس نابود! «مردم آزار» کجا قافیه با «بازار» است؟! #سید_حسن_حسینی @note5960 #پندانه
2019/04/20 08:51
ما با این غریضه به دنیا آمده ایم که همیشه کسی هست که وقتی ناراحتی و تنهایی و گریه میکنی سر و کله اش پیدا می شود و مشکل را حل می کند... و همان بدو ماجرا مادر و پدر و خاله و عمه و عمو و خواهر و برادر و هفت نسل از این طرف و هفده نسل از آن طرف بسیج شدند و این خیال را صحه گذاشتند!... بعد بزرگ که شدیم و مشکلات شکل دیگری شدند چون از دست کسی کاری برنمی آمد خودمان کم کم دیگر دلمان نیامد به هیچکس، مخصوصا به مادر، دردها را بگوییم... در تنهایی گریه کردیم اما هنوز این غریضه در ما سفت و سخت پابرجا بود که کسی هست، کسی می شنود، کسی کاری می کند!... اسمش را گذاشتیم خدا، ائمه، حسین، مسیح، معجزه، کائنات، و یا هرچه... که چه خیال خامی! #مهدیه_لطیفی @note5960
2019/04/19 20:30
زن شعر ِ طبیعت است! دستان گِل اندود خدایان تنها مرد می آفرینند! #مهدیه_لطیفی @note5960
2019/04/19 20:29
Rozaye Rafte
Moein Z
2019/04/19 12:44
Hayedeh - Eshareh
@moozikestan_bot
جاده و موزیک @note5960 #هایده
2019/04/18 17:01
کلاغ ها خیلی دوست دارند عقاب ها را اذیت کنند. کلاغ با اینکه از عقاب کوچک تر است، اما چون چابک تر است، می تواند سریع بچرخد و مانور دهد. گاهی اوقات هنگام پرواز، بالای سرعقاب قرار میگیرد و به سمت آن شیرجه می رود، ولی عقاب می داند که می تواند اوج بگیرد. عقاب به جای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیشتر و بیشتر اوج می گیرد و سرانجام کلاغ عقب می افتد. وقتی کسی از روی حسادت و غرض ورزی اذیت تان می کند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشت سرتان رها کنید. هر روز پنجشنبه است #جوئل_اوستین @note5960
2019/04/18 10:03
🌸 اينكه كسی رفته باشه، با اينكه تو رفتنش رو باور كنی، دوتا حرفِ جداست. من فكر می‌كنم آدمایی كه راه می‌رن و با خودشون حرف می‌زنن، دقيقا همونايی هستن كه رفتنِ كسی رو باور نكردن. همونايی كه صدتا خاطره رو زير و رو می‌كنن تا به يه اسم مشخص برسن. همونايی كه برای يادآوری يه خاطره،کُلِ شهر رو بالا و پايين می‌رن. همونايی كه عصرا، سرِ ساعت هميشگی، می‌رن همون كافه‌یِ هميشگی، می‌شینن پُشتِ همون ميزِ هميشگی و دو تا از همون «تلخِ هميشگی» سفارش می‌دن. اما مگه آدَم، چقدر می‌تونه به رویِ خودش نياره؟ واقعيت اينه كه فراموش كردن، بيهوده‌ترين كاری بود كه تویِ تمامِ عمرت می‌خواستی انجام بدی و نشده. هميشه؛ هزار دليل برای رفتن هست، اما موندن، فقط «يه بهانه» می‌خواد. سخته يه روز بفهمی، بهانه‌یِ موندنش نبودی! #پویا_جمشیدی @note5960
2019/04/17 11:58
وقتی یه مرد پول در میاره، حس میکنه به زنان بیشتری نیاز داره، اما وقتی یه زن پول درمیاره، حس میکنه به مردی نیاز نداره.. 🤔 😁😁 #تلنگر @note5960
2019/04/17 00:02
Shabhaye Bad Az To
Reza Bahram
#رضا_بهرام @note5960 شبهای بعد از تو... #لعنت #ماندم_غریبانه
2019/04/14 13:50
سرانجام باورت می‌کنند  باید این کوچه‌نشینانِ ساده بدانند  که جُرمِ باد ... ربودن بافه‌های رویا نبوده است.  گریه نکن ری‌را ! راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است.  دوباره اردی‌بهشت به دیدنت می‌آیم.  خبر تازه‌ای ندارم  فقط چند صباحِ پیشتر  دو سه سایه که از کوچه‌ی پائین می‌گذشتند  روسری‌های رنگین بسیاری با خود آورده بودند  ساز و دُهل می‌زدند  اما کسی مرا نمی‌شناخت.  راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است  خدا را چه دیده‌ای ری‌را!  شاید آنقدر بارانِ بنفشه بارید  که قلیلی شاعر از پیِ گُلِ نی  آمدند، رفتند دنبال چراغ و آینه  شمعدانی، عسل، حلقه‌ی نقره و قرآن کریم.  حیرت‌آور است ری‌را!  حالا هرکه از روبرو بیاید  بی‌تعارف صدایش می‌کنیم بفرما!  امروز مسافر ما هم به خانه برمی‌گردد. #سید_علی_صالحی @note5960 #روزشمارِ_رسیدنِ_اردیبهشت
2019/04/14 10:25
Pol ~ UpMusic
Alireza Ghorbani ~ UpMusic
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم من برای شهر دلتنگی، باران خواستم  من برای شهر دلتنگی باران خواستم @note5960 #علیرضا_قربانی
2019/04/13 21:04
There are two types of people who will tell you that you cannot make a difference in this world: Those who are afraid to try and those who are afraid you will succeed. دو نوع آدم وجود دارن که بهت میگن نمی تونی تغییری توی این دنیا بوجود بیاری: کسانیکه از تلاش کردن میترسن و کسانیکه از موفقیت تو میترسن. @note5960 #موفق_باشید
2019/04/12 20:33
■ به هیچ چیز و هیچکس تو زندگیت تکیه نکن بجز خودت خب؟ منتظر نباش کسی کنارت وایسه و دستتو بگیره میفهمی...؟! هیج وقت...! 🎬 شهرزاد ■ #دیالوگ @note5960
2019/04/12 17:15
ye roozegar ye vaghti -[@radioDirooz]
leila -[@radioDirooz]
🎧@note5960 باید بر دیوار کوه هزار بنویسیم شیطانک ها دستبرد زدند به بهار به لبخند و بوسه به ارغوان هایی که قرار بود به گل بنشینند به طلاهایی که سیاه بود
2019/04/11 08:28
با هر نگاه تو یکی از واژه ها می میرد زبان مادری ام را به توپ بسته ای.... لعنت به واژه ها که خروار خروار جنازه میشوند توی دهانم که توی چشمهای تو باز می ماند و آخرین بازمانده واژه ها میشود: باران هنوز بند نیامده؟ و صدای تو میچکد: -اینجا هوا آفتابی است! #مریم_اسدی @note5960
2019/04/10 22:17
Khoda Negahdar
Ehaam
2019/04/09 22:41
🌟💫🌟 #صادق_هدایت: دنیا به نظرم يك خانه ی خالی و غم انگیز آمد و در سینه ام، اضطرابی دوران می زد. مثل این که حالا مجبور بودم با پای برهنه، همه ی اتاق های این خانه را سرکشی بکنم... 📕بوف کور ص72 ایرانی هم که متخصص عزاداری است، به زنده اهمیت نمی‌دهد و بعد از مرگ همیشه خودش را قدردان و وظیفه شناس معرفی می‌کند! "صادق جان هدایت" "نامه به نورایی" @note5960
2019/04/09 18:11
نامه به نورایی | صادق هدایت
RadioZo
10 دقیقه با صادق جان هدایت... @note5960 مسلمان بازی و کثافت کاری به شدت ادامه دارد. آدم رغبت نمی‌کند از خانه پایش را بیرون بگذارد. "صادق هدایت" "نامه به حسن شهید نورایی"
2019/04/09 18:10
💕مدیران کوتوله و کوتوله پروری نقل است “شاه عباس صفوی” رجال کشور را به ضیافت شاهانه ای دعوت کرد و دستور داد تا در سر قلیان­ها بجای تنباکو ، از سرگین اسب استفاده نمایند . میهمان­ها مشغول کشیدن قلیان شدند! و دود و بوی پهنِ اسب ، فضا را پر کرد ، اما رجال – از بیم ناراحتی‌ شاه – پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند ! گویی در عمرشان ، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند ! شاه رو به آنها کرده و گفت : «سرقلیان­ها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است» همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند : «براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت» . شاه به رئیس نگهبانان دربار – که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می­زد – گفت: « تنباکویش چطور است؟ » رئیس نگهبانان گفت : «به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‌کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ­ام!» شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت : مرده شوی تان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید. واژه کوتوله پروری درسازمان های امروزی به این پدیده اشاره دارد . به واسطه این که برخی از مدیران بدون توجه به توان تخصصی و علمی و تجربه در مناصب مدیریتی گمارده می شوند . آنها نیز به نوبه خود در انتصاب مدیران رده های میانی و عملیاتی سازمان متبوع خود ، افراد ضعیف تر و کم تخصص تری را انتخاب می نمایند که این امر تا رده های مدیریتی درسطح پایین تر تسلسل می یابد و اصطلاحا” می گویند : در سازمان مدیران کوتوله شدند ( از لحاظ تخصص و قدرت رهبری ) در چنین سازمانی ها پرسنل متخصص و کارآمد و مشخص به انزوا کشانیده شده و مدیر ارشد برای اینکه زیر سوال نرود و تحت سایه افراد ماهر قرار نگیرد آنان را در مناصب مدیریتی نمی گمارد . @note5960 #بیاندیشیم
2019/04/08 14:04
. هیچ اقدامی نمی‌کنیم. همین بی‌علاقگی و ندانم‌کاری جلو‌ی هر اقدام سودمندی را گرفته. هر کس می‌گوید: به من چه!؟ از کتابِ #حاجی_آقا #صادق_هدایت . @MinimalForLife
2019/04/08 08:30
Mahe Man
Mehdi Yariyan
2019/04/07 18:01
🎥صداقت در خدمت‌رسانی به مردم را در این فیلم ببینید 📌سرهنگ ارتش جلوی کامیون زانو زده و پیرزن‌ها و پیرمردها پا می‌گذارند روی کمرش تا سوار کامیون شوند. 📌نه اتیکت نام او مشخص است، نه فیلم‌بردار و عکاس به همراه دارد و نه متوجه فیلم‌برداری است/الف #امتداد @emtedadnet
2019/04/07 16:13
Zibaye Bitab
Babak Jahanbakhsh
🌹❤️m.a @note5960
2019/04/06 22:01
بلند داد زد : خفه شو سرشو پایین انداخت و دیگه حرفی نزد فقط نگاش کرد هی نگاش کرد پیش خودش گفت باشه حرفی نمی زنم ولی ی عالمه حرف داشت که تو گلوش مونده بود یه عالمه که میشد بغض صف میکشید پشت چشاش ولی باید ساکت میشد باید خفه اش میکرد مثله همیشه که نگفته بود مثله همیشه گریه اش هم حتی نکرده بود و فقط نگا کرده بود.... نگاش کرد :خوبه خفه شدی آره خوب بود خفه شده بود و فقط نگا کرده بود .... برگشت و رفت سمت آشپزخونه و خودشو با ظرف شستن مشغول کرد مثه همیشه و باز فیتیله خیالشو بالا کشید تا یادش بره خفه شو ینی چی...داشت کم کم گرمش میشد دوباره سروکله زن رنگی پیداش شده بود که دست میکشید روی موهاش و نوازشش میکرد شونه هاشو می مالید و به لبخند زدن ترقیبش میکرد دست زن رنگی رو گرفت و همون طور که مشغول ظرف شستن بود خیالش رو رها کرد و روپنجه های پاش شروع کرد به نرم چرخیدن و نرم جلو و عقب رفتن زن رنگی زل زد به چشماشو و دستشو بالا گرفت تا بتونه بچرخه ی هو عطر قهوه پخش شد تو آشپزخونه ...خیالش داغ و داغ تر میشد نفساش تند و تندتر شده بود زن رنگی نگاهشو میدوخت به لباسش به موهاش به چشماش به حرفهایی که پشت گلوش خفه شده بودند...ظرفا تموم شد و دست زن رنگی رو ول کرد و عطر قهوه محو شد برگشت...قابلمه رو برداشت گذاشت روی گاز و برای پختن شام فکر کرد قابلمه پیشنهاد قورمه سبزی داد‌...زن رنگی تایید کرد که قورمه سبزی عطر زندگی داره عطر زن داره ... و دوباره خیالش گرم شد خیال خفه شدن هزار تا حرف، خیال زن رنگی، خیال عطر قهوه، عطر چای... خودش رو پرت کرد وسط قابلمه ها ...و از ته دل یه دل سیر...گریه نکرد! هیچ وقت گریه نکرده بود :باز چته؟ نمیخوایی که تاشب... نه نمیخواست تا هیچ وقت دیگه هیچ وقت دیگه ...اما بازم چیزی نگفت جنازه حرفای رو انگشتاش وول میزدن رفت ی گوشه که حرفا رو بریزه توی گوشیش تا خاک شه...شایدم لب تابش عطر قورمه سبزی جنازه ها رو قلقلک میداد... گیر افتاده بود مثل خرگوشی تو چنگ روباه که مردن رو میدید و نمیتونست کاری از پیش ببره... #شاید_ادامه_داشت #مریم_اسدی #شروع_زنانگی_درد_های_ماهانه_روزانه #هذیان_های_زنی_که_عشق_برایش_حکم_اعدام_بود @note5960
2019/04/05 21:46
کیفم را برمیدارم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تویش چپانده ام شبیه کمد آقای ووپی است ولی هر وقت هرچه لازم دارم را پیدا نمیکنم مثلا وقتی سردرد دارم قرصهای لعنتی گم و گور میشوند اما وقت کرایه دادن فقط قرص ها دم دستم می آیند.... کیفم را بر میدارم چون زن اصلا بدون کیف بیرون نمیرود شاید یکهو بچه چیزی خورد باید دستمال مرطوب باشد که دستهایش را پاک کند یا دستمال کاغذی که دور دهانش را...(تازه اینها هم به وقتش پیدا نمیشوند) کیفم را برمیدارم و علاوه بر وسایل کیفم کلی خیال توی کله ام میچپانم مثلا اینکه چقدر دلم میخواست عکاس بودم که همه اش از دردهای اجتماع و منظره های قشنگ عکس بگیرم ...اما حتی با همین گوشی تنها عکسهایی که مربوط به بچه ام باشد میگیرم و فک میکنم چقدر با خیالهام فرق دارم حتی صفحه ی اینستا هم ندارم که عکس توی آن بگذارم و راجع به عکسها حرف بزنم کیفم را برمیدارم ویک عالمه خیال مثلا خوردن قهوه مثلا خوردن یک فنجان چای مثلا ...یک صبحانه و ... ولی کفشهایم را که میپوشم باید با عجله به بقیه ی زندگی برسم باید بروم آجرهای زندگی را روی هم بچینم و هی از لابه لای خیالهایم بیرون بیایم ببینم دیواری که میکشم صاف است نکند درز داشته باشد و خیال یواشکی از آن به زندگیم سربکشد... روزی یا دیوار روی سرم میریزد و من را میکشد و میشوم آدم آهنی یا شکاف بزرگ میشود و پر میکشم به... کفشهایم را میپوشم به خیابان می آیم به صدای بچه ها، به نور زرد خورشید، بوق ماشینها... زندگی را خیلی قبل تر از من پایه اش را چیده اند خیابان های زیادی هست که میتوانم پرسه بزنم و خیالهای بافته شده را بریزم روی شانه هایشان اما من فقط خیابانی را پرسه میزنم که زنانش با کفشهای پاشنه دار روی طناب زندگی راه میروند و نمی افتند...شالم را باد تکان میدهد و بوق ماشینها یادم‌ می اندازد که عطر زن خیابانها را به ولوله می اندازد.... #مریم_اسدی @note5960
2019/04/05 21:29
Shape Of My Heart
Sting
اشتباه ازمن بود... آمدنت را گذاشتم پای ماندن وگرنه چمدانِ تو هرگز باز نشد.... @note5960 #صدای_آسمانی_استینگ
2019/04/04 00:28
شب باید زود بخوابی و به اون فکر نکنی.. فکر کردن به اون! مگه همه اش چندتا 'اون' توی زندگی آدم پیدا میشه؟ @note5960 قهوه سرد آقای نویسنده/ #روزبه_معین #شبتون_بی_فکر
2019/04/04 00:00
دروغ سیزده : فراموشت میکنم! #مریم_اسدی @note5960
2019/04/02 23:03
ارغوان این چه رازی است که هر بار بهار با عزای دل ما می آید؟! که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می افزاید؟! ارغوان پنجه خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامنده خورشید بپرس کی بر این دره‌ی غم می گذرند؟! @note5960 #هوشنگ_ابتهاج
2019/04/01 20:56
Atash
Reza Bahram
2019/03/31 14:14
Raaze Del
Hayedeh
@note5960 #haydeh #عصر_بهاریتون_دور_از_دلتنگی
2019/03/30 18:35
نگران تئاتر نیستم! من نگران هیچ کجای فرهنگ و هنر ِ نداشته ی این کشور نیستم! نگرانِ خودمم! نگرانِ خودمم که تنها نقطه ی امنی که برای ساعتی لذت بردن دارم تئاتر دیدن است و ابتدا به تجربه فهمیدم که نمایشنامه های چرمشیر یکی از یکی بدترند و باید دورشان را خط کلفتی کشید... بعد بچه خوشگل های تلویزیون یکی یکی ریختند و یکی پس از دیگری بازیگر تئاتر شدند و فهمیدم نباید اینطور نمایش ها را دید... بعد بهاره رهنما چسبید به تئاتر، یکی دوتایی کار خوب ساخت و بعد به این نتیجه رسید که ناگهان خلاقیتی به خرج داده و پژمان جمشیدی را بیاورد بازیگر تئاتر کند!! و پس از آن هی دوتایی پشت سر هم گند بزنند به نمایش ها و به سلیقه و شعور مخاطبِ بی نوایی که اتفاقا شاید علاقه ای به ورزشکاران و فوتبالیست ها نداشته باشد و دلش نخواهد با دهانی باز از شدت ذوق مرگ بودن تنها و صرفا به عشق عکس و امضا گرفتن راهی سالن تئاتر شود!... (که تحمل این یکی از توان من خارج بود!)... و بعدتر فهمیدم حتی محمد رحمانیان را هم با آنهمه اسم و رسم و دبدبه و کبکبه و سابقه باید بوسید و کنار گذاشت، به خاطر پسرفتِ اسفناکی در بخش نمایش و راضی نگهداشتن تماشاچی به لطفِ تنها موسیقی، و حضور اعصاب خورد کُن و مداوم و همیشگیِ اشکان خطیبی در تمام کارها که بزرگترین هدفش در عرصه ی تئاتر این است که بگوید من خعلی باکلاسم و هورا که انگلیسی ام فول است!... و چه بسا کارگردانانِ دیگری که هی در این سال ها بدتر و بدتر شدند و دانه دانه خط خوردند از لیستِ انتخاب هایم... نگران خودمم که ادامه اگر پیدا کند این خط خوردن ها نمی دانم شب ها کجا بروم!... علاقه ای به دوره افتادن دور پاساژها و پارک ها ندارم #مهدیه_لطیفی @note5960 پ.ن: پژمان جمشیدی کاندید دریافت سیمرغ شد درجشنواره فجر☹️ هیچ چیز سرجای خودش نیست
2019/03/28 13:34
🌺۷فروردین ، 27march روز جهانی تئاتر بر بزرگ مردان و بزرگ زنان عرصه تئاتر ..مبارک باد. @note5960 #با_تاخیر_البته🙈
2019/03/28 11:55
Yesterday When I Was Young
Julio Iglesias
همین فقط♥️♥️♥️ @note5960
2019/03/27 19:01
سیل شیرازه که دیدم و تبدیلِ مسیل به خیابان ، ناخواسته یاد این بیت فردوسی افتادم: به جوئی که یک روز بگذشت آب نسازد خردمند در آن جای خواب حکیم استاد سخن ابوالقاسم فردوسی قرن چهارم فرمودند و ما قرن چهاردهم هم نفهمیدیم...... #تلخند @note5960
2019/03/27 13:05
از وقت رفتنت مدام باران می آید... برگرد دنیا را آب برد! #مریم_اسدی @note5960
2019/03/26 23:59
باورش از انگشت ِتمام شهر گذشته تمام سبزه ها گره-گره به عشق ِ تو گریسته اند... حالا بهار مانده و یک دنیا چشم منتظر که از هزار و سیصد و اینهمه فروردین... عاشقانه ی زمستانی شعر کنند #مریم_اسدی #زن_درد_هست_نیست @note5960
2019/03/26 23:55
‏خیلی جالبه که یادش میمونه باهاش چیکار کردی ولی یادش نمیمونه براش چیکار کردی! #ناشناس @note5960
2019/03/24 21:37
بیا تمامش کنیم من تکه هایم را در گوشه های شهر پخش میکنم تا هزار بستر خالی به عشق بنشیند قسم میخورم که تو هر شب در بغضِ بستری خاموش بشکنی #مریم_اسدی #هذیان_های_زنی_ک_عشق_برایش_حکم_اعدام_بود #یهویی_نوشت @note5960
2019/03/24 21:01
. اونا انقلاب می‌خوان، ما بهشون اصلاحات می‌دیم، اصلاحاتِ بی‌شمار. اصلاً تو اصلاحات غرقشون می‌کنیم. یا در واقع اونا رو توی وعده و وعیدِ اصلاحات غرق می‌کنیم، چون حتی اصلاحات واقعی رو هم هرگز به اونا نمی‌دیم از کتاب #مرگ_تصادفی_یک_آنارشیست #داریو_فو . @MinimalForLife
2019/03/24 16:36
1