💞داستان📚 سرا


39995 Members

{links} {LinksTitle}
{/links}
Today Views : 1
Yesterday Views : 0
One Year Views : 44
⚽️ #آی_آر_توتو ، قدرتمندترین گروه پیش بینی مسابقات ورزشی و بازی های آنلاین 💥 💰 در بازى انفجار ، با يک كليک سرنوشت زندگيتان را تغيير دهيد!⚡️ 🏧 پرداخت جوایز در کمتر از 24 ساعت 🌐 همين حالا ثبت نام كنيد👇 http://irtototo.com/Registration/Register1023 🎁 اخبار و هدایا 👇👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAFOqjWLRXGiy53Ftfw
2019/05/21 23:10
کراش(انفجار)یک بازی مهیج و جذاب برای کاربران آی آر توتو. کافیست یک‌بار منصفانه بودن بازی های ما را تجربه کنید. https://t.me/joinchat/AAAAAFOqjWLRXGiy53Ftfw لینک ثبت نام: http://irtototo.com/Registration/Register1023
2019/05/21 23:07
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﮐﺪوﻡ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺑﺸﻪ ﺳﺎﯾﺰﺵ ۱۵ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺸﻪ؟ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺑﮕﻢ ﺯﺷﺘﻪ، یه ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻗﺮﻧﯿﻪ چشم. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺗﺎ استاد؟ استاد ﮔﻔﺖ ﯾﮑﯿﺶ ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﻮ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﯼ، ﯾﮑﯿﺸﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﻣﻨﺤﺮﻓﻪ، ﺑﺎﺯ ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﻪ کلاس ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﯾﻪ ﺻﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﯾﻦ، استاد ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ؟؟؟ پسره ﮔﻔﺖ:ﭼﻮﻥ ﺗﻮقعشم ﺯﯾﺎﺩﻩ،آخه ۱۵ﺑﺮﺍﺑﺮ !!! ؟؟ 😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 23:06
⚽️ #آی_آر_توتو ، قدرتمندترین گروه پیش بینی مسابقات ورزشی و بازی های آنلاین 💥 💰 بدون هيچ مهارتى، در چند ثانيه پول خود را چند برابر کنید ✅ با بهترین ضرایب و هدایای ویژه 🏧 پرداخت جوایز در کمتر از 24 ساعت 🌐 همين حالا ثبت نام كنيد👇 http://irtototo.com/Registration/Register1023 🎁 اخبار و هدایا💲 👇 https://t.me/joinchat/AAAAAFOqjWLRXGiy53Ftfw
2019/05/21 23:06
پیش بینی مسابقات مهیج و جذاب برای کاربران آی آر توتو. کافیست یک‌بار ضریب های ما را تجربه کنید. https://t.me/joinchat/AAAAAFOqjWLRXGiy53Ftfw لینک ثبت نام: http://irtototo.com/Registration/Register1023
2019/05/21 23:06
معلم یه کرم گذاشت رو میز و یه قطره از مشروبات الکلی ریخت روش. . .کرم نابود شد ! بعد گفت : دیدید چی به سر کرم اومد ؟ چه نتیجه ای میگیریم ؟؟ همه با هم گفتن : باید مشروبات الکلی بخوریم تا کرم های بدنمون از بین برن !!! معلم دید اینا زبون آدم نمیفهمن ، یه ظرف پر مشروب گذاشت جلوی یه الاغ و به بچه ها گفت : ببینید حتی الاغ هم از این نمیخوره ! چه نتیجه ای میگیریم ؟؟؟ همه با هم گفتن : نتیجه میگیریم هرکی نخوره خره!! دانش آموز نیستند که هیولان 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 21:11
دوستان ازین به بعد پستای +۱۸ مونو اینجا میزاریم 💦 https://telegram.me/joinchat/AAAAAD9tyjgdZLSP0HLQUw یکم بی ادبیه ولی بهشت پسراست 😂🤦‍♀
2019/05/21 21:11
پیرمرد ﺍﻧﮕﻞ ﺩﺍشت ﻣﯿﺮﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ: ﯾﻪ ﺧﺮﺑﺰﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺳﺮﺷﻮ ببر بشین روش ﺭﯾﯿﺲ ﮐﺮﻡ ﻫﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺮﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺑﺪﻧﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻦ. پیرمرد ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﮐﺮﻡ ﻫﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎ خيلی ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﺗﻮ !!! ﺧﺪﺍﺑﯿﺎﻣﺮﺯﺩﺵ ... كليداسرار این داستان : طبيب نادان 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 19:12
👈مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد! دوستش علت را جویا شد: 👈و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض کند 👈مرا وادار کرد سیگار و مشروب را ترک کنم 👈لباس بهتر بپوشم، قماربازی نکنم، در سهام سرمایه‌گذاری کنم و حتی مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم 👈دوستش گفت: اینها که می‌گویی که چیز بدی نیست 👈مرد گفت: درسته ولی،حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شان من نیست 👈نتیجه اخلاقی : بگذارید مردها همان نکبتی که هستند، بمانند🙈 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 13:34
امریکاییه با ایرانیه ﯾﻪ ﺑﺎر با ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﻪ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، امریکایی ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺟﻴﺒﺶ ﻭُ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ... ﺑﻪ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ: ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ، ﺍﻳﻨﻪ ﺣﻴﻠﻪ امریکاییها..؟ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﺑﺮﻳﻢ ﻣﻨﻢ ﻳﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺍَﺯ ﻫُـﻨـﺮ ایرانیارو ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺪﻡ، ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ... ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻥ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، ﻣﻴﮕﻪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﺑﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﺎﺩﻭ ﻛﻨﻢ، ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻫﻢَ ﺍﻭﻟﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ،ایرانیه ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺩﻭﻣﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺳﻮﻣﻴﺶ ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ... ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻣﻴﮕﻪ: ﭘﺲ ﻛﻮ ﺟﺎﺩﻭش!؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺟﻴﺐ امریکاییه ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻛـُﻦ، ﺻﺤﻴﺢ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﻴﺪﺍﺵ ﻣﻴﻜﻧﯽ...😂🙃 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 10:45
پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم ساعتها رو که نگاه میکردم ... دیدم هیچ ساعتی به قشنگی ساعتی که دور هم هستیم نیست قدر با هم بودنها را بیشتر بدانیم 🙏 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/21 10:29
از يك شیخی حاضر جواب پرسيدند كه آيا تا به حال پيش آمده است كه درپاسخ به متلكي ناتوان شوي:🤔 جواب داد يك بار! و آن موقعي بود كه يك سپيده‌دم باراني براي پيشنمازي به مسجد مي رفتم و كوچه پر از گل و لاي بود. ناگهان در يكچاه فاضلاب افتادم و تا كمر در مدفوع و ادرار فرو رفتم...💩 در فكر اين بودم كه اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض كنم، ...نماز مومنان قضا خواهد شد و اگر با همين وضع به مسجد بروم كه نمي‌توانم نماز را اقامه كنم ،كه خانم جواني رسيد و مرا كه در آن حالت ديد با لبخند شيطنت آميزي پرسيد: حاج آقا چرااينقدر تو خودتون فرو رفتين؟!؟😂😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 23:02
یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن. دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟ ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.! فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده!!! دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!! فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه... دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم! فرداش بازم قضیه دیروزی میشه.. دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم ملانصرالدین هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من...😂😅 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 20:02
♦️زندگی‌ات را سخت نگیر ای جوان یکی در ۲۳ سالگی ازدواج می‌کند و نخستین فرزندش ۱۰ سال بعد به دنیا می‌آید یکی دیگر در ۲۹ سالگی ازدواج می‌کند و نخستین فرزندش سال بعدش به دنیا می‌آید یکی در ۲۵ سالگی فارغ‌التحصیل می‌شود ولی ۵ سال بعد کار پیدا می‌کند و دیگری در ۲۹ سالگی مدرک می‌گیرد و بلافاصله کار مورد علاقه‌ی خود را پیدا می‌کند یکی در ۳۰ سالگی رئیس یک شرکت می‌شود و در چهل سالگی فوت می‌کند و دیگری در ۴۵ سالگی رئیس شرکت می‌شود و تا ۹۰ سال عمر می‌کند تو از ديگران نه جلوتر هستی نه عقب‌تر تو در زمان خودت زندگی می‌کنی، پس از زندگی‌ات خوش باش و قناعت کن، خودت را با کسی مقایسه نکن، ایمان داشته باش که نه خوشی‌های دیگران ابدی است و نه سختی‌های تو. 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 16:03
ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﺗﻔﻨﮓ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺭﺍ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﺳﺖ " ﺍﺭﺑﺎﺑﻤﺎﻥ " ﺷﺪ . . . . . . !!! ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﯾﻨﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺩﯾﻨﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺷﺪ . ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻣﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﻤﺎﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺷﺩ . ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺷﺮﻳﻒ ﺷﻮﺩ ، ﺷﺮﺍﻓﺘﻤﺎﻥ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪ . ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ، ﺁﻗﺎ ﻭ ﺁﻗﺎ ﺯﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﯾﻢ . ﺧﻼﺻﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ ، ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ..... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ ! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 13:08
‌ ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم... شاید رنگ موردعلاقه یکدیگر نباشیم! اماروزی... برای کامل کردن نقاشیمان بدنبال هم خواهیم گشت.! به شرطی که انقدر همدیگر را‌ تا حد نابودی نتراشیم 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 10:46
💎چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان باشد و آغوشش بوی خودش را بدهد، مردی که بی هوا بیاید و بگوید موافقی جمع کنیم و به سفر برویم و من هیجان زده ذوق کنم و بپرم بغلش، گاهی نیمه شب هوس خیابان گردی کند و برایم سعدی بخواند و دستانش بزرگ باشد و آدمها را دوست داشته باشد و بر سر بچه ها دست بکشد و مهربان بغلشان کند و از زنها نترسد که شیطانند و گولش می زنند، که خودش را قبول داشته باشد و برایم دامن های پرچین گلدار و لیوان های خوشگل بخرد و کیف کند وقتی میوه می خورد و داستان بخواند و بتواند همیشه با یک دست رانندگی کند و دستپختم را دوست داشته باشد و در چشمم غرق شود و لباسهایم را بو کند و مادرش را دوست داشته باشد و از خودش برایم بگوید که بلد باشد حرف بزند و مرا وقتی گریه می کنم بخنداند و دوستت دارم هایش وجودم را پر کند من عاشق این مرد خواهم بود! ✍ #مینا_غلامپور 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/20 10:28
پارک کردن = پنجری این عبارت را بر درب های زیادی دیدیم منازل مطب شرکت و .. . اما من جایی دیدم کسی بر درب منزلش نوشته بود : اگر ناچار به پارک در اینجا هستید شماره همراه خود را روی شیشه بگذارید تا در صورت لزوم با شما تماس بگیرم. متفاوت فکر کردن مغز بزرگتر و هوش نمی خواهد کمی وجدان بیدار کافیه. بعد ها متوجه شدم كنار خونش آرايشگاه زنانه است. طرف اينطوری از خانمها شماره میگرفته 󾌯😯😮😧😂😂 والا مملکت نیست سرای نوابغه!! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 23:07
ﯾﻪ ﺭﻭﺯی مردی ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﻼﯼ ﻭﻻﯾﺘﺸﻮﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺯﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯ نمی خونه، ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟؟؟ ﻣﻼ: ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻓﻀﻴﻠﺖﻫﺎی ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ، ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﻭﺡ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﺭﻩ. مرد: ﮔﻔﺘﻢ، خیلی ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ولی ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ!!! ﻣﻼ: ﻭﻋﺪه ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ نعمت های ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎیی ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺷﻪ. مرد: ﮔﻔﺘﻢ! خیلی ﻫﻢ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﻛﺮﺩﻡ. ولی بی فایده ﺍﺳﺖ. ﻣﻼ: ﺍﺯ ﻫﻮﻝ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ سختی هایی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺨﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ. مرد: ﮔﻔﺘﻢ خیلی ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ولی ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ!!! ﻣﻼ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﺁﺧﻪ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺑﺶ ﭼﯿﻪ!؟ مرد: هیچی، ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﻥ ﺗﺎ ﻣﻨﻢ ﺑﺨﻮنم!!!😐😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 20:55
مردی توی یک کوپه قطار با یه زن غریبه همسفر میشه شب خانومه میره تخت بالایی میخوابه و مرده رو تخت پایینی نصف شب خانومه میگه سردمه کاش میشد شما بری از مامور قطار یه پتو واسه من بگیری مرده میگه خانوم میخوای یه امشب فرض کنیم زنو شوهر هستیم تا هر دومون گرم شیم؟ زنه که ازین پیشنهاد بدش نیومده بود میگه باشه حاضرم مرده میگه پس پاشو برو خودت یه پتو بگیر یه چایی هم واسه من بیار ذهن منحرف شما هم انشاالله که درمان بشه😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 19:13
صبح دیرم شده بود، همسرم با مهربونی بهم گفت : اگه می تونی ۱۰۰٫۰۰۰ تومن بده برای کمک به مدرسۀ دخترمون .😘 من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و دادم. بعدازظهرش دخترم پرید بغلم و گفت بابت ۵۰٫۰۰۰ تومنی که به مدرسه کمک کردی ممنونم. بعد از نیم ساعت پیامک از طرف مدرسه اومد که «بابت مبلغ ۲۰٫۰۰۰ تومن کمک به مدرسه تشکر می شود» خانواده نیستن که ؛ راهزنن !!!😂😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 13:40
آقا ،این ماهی که ما دیشب تو آسمون دیدیم ماه شب چهارده بود ولی این حضرات میگن شب سیزده ست ، اینا میگن سیزده ست ماهم میگیم سیزده ست ،شما هم بگید سیزده ست... اصلا فرقی نداره سیزده و چهارده 😂 تو فوتبال که جنگمون با الهلال همیشه سیاسی بوده،الانم اینور با این الهلال وارد فاز سیاسی شدیم... منتظر روزی باشین که آقایون بگن امروز شبه یا امشب روزه😂🤔 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 10:29
🎋 ♦️دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد. اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد. زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟ دخترك پاسخ داد: "من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!" 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 09:53
تا وقتی جهل حاکم بر اندیشه‌ی آدمیان است بت‌ها تغییر می‌کنند اما بت‌پرستی همچنان ادامه دارد 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/19 09:53
خانمی وارد دفتر یک وکیل دادگستری شد و پرسید: آقای وکیل جریمه بچه ای که با سنگ، شیشه پنجاه دلاری را شکسته چقدر است؟ وکیل لحظه ای فکر کرد و گفت: پنجاه دلار از پدرش مطالبه کنید. خانم گفت: بسیار خوب پس خواهش می کنم پنجاه دلار مرحمت کنید زیرا این هنر پسر شما است که شیشه ما را شکسته است. وکیل بلافاصله گفت: خانم ببخشید، شما باید پنجاه دلار لطف کنید زیرا حق مشاوره قضایی من در هر نوبت صد دلار است. نتیجه: قبل از هرکاری همه جوانب کارو بسنجید 😉😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/18 22:55
💎 ﯾﮏ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺑﺮﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪﻣﺶ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻠﯽ ﺷﺪ . ﻭ ﻣﻦِ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ، ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ... ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺴﺘﻤﺶ ﭘﺎﮎ ﻧﺸﺪ؛ ﺣﺘﯽ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﯾﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ !!! ﺁﻗﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ : " ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﭼِﺮﮎ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ "! ﮔﻔﺖ : ﺑﻌﻀﯽ ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﯾﺮ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ، ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ؛ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﭘﺎﮎ ﺷﻮﻧﺪ" ﭼﺮﮎ ﻣُﺮﺩﻩ ﺷﺪ ... ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ ! ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻔﯿﺪ ! ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﮑﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﮑﻪ ﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ، ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﮎ ... ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺸﮑﺸﻮﯾﯽ " ﻟﮑﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ‌، ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺴﺖ ﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ..." ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/18 20:33
ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ: ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ؟ ﭘﺪﺭﻩ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ... 🤔 ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺳﺌﻮﺍﻝ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﻴﮕﻪ: ﺗﻮ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻱ ، ﺑﻴﺎ ﺑﺸﻴﻦ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﮕﻢ ﭘﺪﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻭ ﻣﻔﺼﻼ ﺍﺯ نزدیکی ، ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ، ﺣﺎملگی ﻭ ... ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻴﺪﻩ ....😶 ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ: ﭘﺴﺮﻡ ! ﻭﺍﺳﻪ چی ﺍﻳﻦ ﺳﺌﻮﺍﻟﻮ ﭘﺮﺳﻴﺪﻱ؟ ﻣﮕﻪ ﭼﻴﺰی ﭘﻴﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ؟ ﭘﺴﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻴﺪﻩ : ﻧﻪ ﻫﻴﭽﻲ ﺑﺎﺑﺎ، ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﮔﻔﺖ "ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ"، ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﻣﺎ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ؟ 😐😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/18 15:48
🍀موشي در خانه ي صاحب مزرعه، تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش؛ مشکل توست به ما ربطي ندارد...ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزيد. و سپس از آن مرغ، برايش سوپ درست کردند و گوسفند را براي عيادت کنندگان از زن مزرعه دار، سر بريدند. زن مزرعه دار زنده نماند و مرد. گاو را براي مراسم ترحيم کشتند. «و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/18 11:27
💎مهین خانم چهل سال است ازدواج کرده سه دختر و یک پسر دارد. داماد دارد، عروس دارد، چند تایی هم نوه دارد. خودش می گوید دانشگاه نرفته، اما انقدر خوب حرف می زند که گاهی شک می کنم راست بگوید. مهین خانم از آن زن هایی است که من از همصحبتی با آنها لذت می برم. دیروز وقتی گفت « تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است...» سریع توی کیفم دنبال خودکار گشتم، دفترم را بیرون آوردم و جمله اش را یادداشت کردم، می دانستم اگر آن را ننویسم خیلی زود فراموشش می کنم. مهین خانم معتقد است خیلی از زن ها مجبورند زندگی زناشویی شان را تحمل کنند چون گزینه ی دیگری جلوی رو ندارند. می گوید خودش هم چهل سال تحمل کرده، تن داده به زندگی که دوست نداشته. می گوید تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است گاهی زندگی مجبورت می کند مسالمت آمیز با آن کنار بیایی و دم نزنی. پرچم سفیدت را تکان بدهی و سرنوشتت را بی کم و کاست قبول کنی. و آرزو کنی دخترانت سرنوشتی بهتر از تو داشته باشند. ‌ جورج اورول در کتاب روزهای برمه جمله ی خوبی دارد، نوشته آدم به فرض آن که تا آخر عمر تنها بماند و شریکی پیدا نکند، تحمل آن بسیار آسان تر است تا شب و روز با کسی سر و کار داشته باشد که حتی یکی از هزاران حرف او را نمی فهمد. نمی دانم مهین خانم درست می گوید یا جورج اورول... ✍ #مریم_سمیع_زادگان 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/18 10:16
چقدر تصمیم گیری ها سخت شده... هم خوابم میاد هم شاش دارم می دونم برم بشاشم خوابم میپره و اگر بخوابم شاشم میریزه راه دیگری هم نیست..! #وینستون_چرچیل 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 23:04
روزی ملانصرالدین گاوش را به بازار برد تا بفروشد اما خریداری پیدانشد دلالی گفت بده من تا گاو را برایت بفروشم دلال داد زد این گاو گاو خوبی است و شش ماهه آبستن است شخصی رسید و گاو را به قیمت خوبی خرید چند روز بعد برای دختر ملانصرالدین خواستگار آمد و ملا برای اینکه از دخترش تعریف کرده باشد گفت:دختر من هم زیباست هم اخلاق خوبی دارد و هم آبستن است😂😑 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 19:47
امریکاییه با ایرانیه ﯾﻪ ﺑﺎر با ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﻪ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، امریکایی ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺟﻴﺒﺶ ﻭُ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ... ﺑﻪ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ، ﺍﻳﻨﻪ ﺣﻴﻠﻪ امریکاییها..؟ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﺑﺮﻳﻢ ﻣﻨﻢ ﻳﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺍَﺯ ﻫُـﻨـﺮ ایرانیارو ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺪﻡ، ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ... ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻥ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، ﻣﻴﮕﻪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﺑﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﺎﺩﻭ ﻛﻨﻢ، ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻫﻢَ ﺍﻭﻟﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ،ایرانیه ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺩﻭﻣﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺳﻮﻣﻴﺶ ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ... ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻣﻴﮕﻪ: ﭘﺲ ﻛﻮ ﺟﺎﺩﻭش!؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺟﻴﺐ امریکاییه ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻛـُﻦ، ﺻﺤﻴﺢ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﻴﺪﺍﺵ ﻣﻴﻜﻧﯽ...😂😂😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 19:08
اخوندی در اتوبوس نشسته بود که یک نفر که کمی بوی الکل میداد سوار شد و کنار او نشست مرد مست روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از آخوند پرسید: حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟ آخوند هم موعظه را شروع کرد و گفت: روماتیسم حاصل مستی و بی بند و باری و روابط نامشروع،حرام خواری،خبث اندیشه،چشم هیز،وگناهان کبیره بسیاری است مرد با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه ی خودش شد... آخوند از او پرسید چند وقت است رماتیسم داری؟ مرد گفت من روماتیسم ندارم،اینجا نوشته است امام جمعه شهر دچار روماتیسم حاد شده است😑😑 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 14:30
یه دانشمند و غضنفر تو یه کشتی کنار هم نشسته بودن دانشمنده میگه :تو با این همه سنى که دارى بیولوژی و اکولوژی و جیولوژی و پرتولوژی و سیاژولوژی بلدی؟ یارو میگه :نه... دانشمنده یه نیشخند میزنه و میگه: نصف عمرت بر باد است و به مسیر ادامه میدن که یهو طوفان میگیره... غضنفر :داداش تو شنالوژی بلدی؟ -نه چطور؟ -خب کل عمرت بر باد است الان طوفانولوژی غرقولوژیت میکنه ،بعد نهنگولوژی تیکه تیکولوژیت میکنه تا دیگه گهولوژی نخوری !!😅 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 12:07
معلمم گفت: زندگی را تعريف كن گفتم زندگی تعريف كردنی نيست ناراحت شد و نمره ام را صفر داد سالها بعد كه او را ديدم پير شده بود و عصا به دست راه می رفت جلو رفتم و گفتم: زندگی را تعريف كن، آرام خنديد و گفت: نمره ات بيست زندگی را بايد زيست! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 11:11
💎 برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه ! برایش روزه بگیری یا نه ! فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی ! اما اینها برای من و تو فرق می کند . و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم من گفتم من با ایمان ترم تو گفتی من! و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست فقط راه اتصالمان به او فرق دارد به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم ! اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما! خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت 👤 #الهی_قمشه‌ای 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/17 10:13
یک شیخی ﺗﻮی جمعی ﮔﻔﺖ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺯﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ! آﻗﺎﯾﻮﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﭻ ﭘﭻ ﮐﺮﺩﻥ ... ﺣﺎﺝ آﻗﺎ در ﺍﺩﺍﻣﻪ گفت : ﺑﻠﻪ ، ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺷﺪﻡ ! ﻫﻤﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﻠﯿﻬﺎ ﺍﺷﮏ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ... ﯾﮑﯽ ﺍﺯ حاضرین در ﻣﺠﻠﺲ هماﻥ ﺷﺐ ﺭﻓﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪ ﻋﯿﺎﻟﺶﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰ ﺧﻭﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ غذا درست ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ : ﻋﯿﺎﻝ ! ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﺯﻧﯽ بودم ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ! ﻭ ﻣﺮﺩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﺸﻮ ﮐﺎﻣﻞ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺍﯼ🍲 ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ! لطفاً برای ﺳﻼﻣﺘﻴﺶ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻴﻦ ! ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺩﺭ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﺍﻭﻝ ، آﺧﺮ ﻗﻀﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﻦ ...!!! ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻣﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﻥ !!!😂😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 22:59
گشت ارشاد جفر رو با دوست دخترش میگیره ... میپرسه : از کجا میاین؟ جفر میگه : از پارک شاهنشاهی مأمور گشت میگه : بیشعور نظام عوض شده، الان اسمش شده پارک ملت 😠 بعد میپرسه : کجا میرین؟؟ جفر ميگه : میدون ولیعهد مأموره میگه : احمق ولیعهد رفت اسمش ولیعصر شده 😠 مأمور میپرسه : این خانم کیه باهات؟ میگه : هفده شهریور مأموره عصبانى ميشه ميگه : منو مسخره میکنی ؟ 😡 جفر ميگه : نه والله ..... اسم قدیمش شهناز بوده، الان شده هفده شهريور 😕😂😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 21:54
✍🏻همسر ملانصرالدين از او پرسيد: فردا چه مي كني؟گفت: اگر هوا آفتابي باشد به مزرعه مي روم و اگر باراني باشد به کوهستان مي روم و علوفه مي چينم. ⇇✨همسرش گفت: بگو ان شاءالله ملا گفت: ان شاءالله ندارد فردا يا هوا آفتابيست يا باراني!! از قضا فردا در ميان راه به راهزنان رسيد و اورا گرفتند و كتك زدند و هرچه داشت با خود بردند . ملا نه به مزرعه رسيد و نه به كوهستان رفت. به خانه برگشت و در زد. همسرش گفت: كيست؟ ملا گفت: ان شاءالله كه منم! ✨همیشه ان شاءلله بگویید حتی در مورد قطعی ترین کار ها✨ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 18:57
💎روزی شخص نانوایی مردی با لباس کهنه و فقیرانه ای را دید که به طرف مغازش می‌آید..با خودش گفت حتما این فقیری است که می خواهد نانی را گدایی کند.وقتی آن مرد رسید گفت نان تمام شده،مرد از آنجا دور شد..دوست نانوا که آن مرد را از سر کوچه دیده بود به نانوا رسید و گفت"او را شناختی.؟نانوا گفت نه..حتما فقیری بود که نان مجانی می خاست و من به او گفتم نان تمام شده..دوست نانوا گفت وای بر تو..آن مرد استاد و زاهد بزرگ شهر است..نانوا تا فهمید به سمت زاهد دوید و گفت مرا ببخش که شما را نشناختم..و از زاهد خواهش کرد که او را به شاگردی قبول کند زاهد قبول نکرد ولی نانوا اصرار کرد که اگر مرا به شاگردی قبول کنی تمام شهر را نان مجانی دهم...زاهد به خاطر شرطش او را قبول کرد...روزی در کلاس درس نانوا از زاهد پرسید که ای شیخ"جهنم کجاست؟ شیخ گفت جهنم جاییست که تکه نانی را برای رضای خدا ندهند و شهری را برای رضای بنده ای نان دهند... حکایت آشنا... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 15:17
تازه عقد کرده بودم که خواهر زنم یه روز بهم زنگ زد گفت: بدون اینکه به کسی بگی بیا خونم 🤔کارت دارم منم بی خبر از همه جا رفتم در زدم و رفتم بالا داخل شدم خیلی رو راست بهم گفت ازت خوشم اومده و اگه همین الان 100 هزار تومن بهم بدی حاضرم باهات س ک س کنم 💦جا خوردم و لحظاتی بهش خیره شدم 😳و بدون اینکه حرفی بزنم سرم رو انداختم پایین و اومدم از در بیرون که بیرون در پدر زنم و همسرم رو دیدم که اشک تو چشماشون جمع شده بود و بغلم کردن و همراه خواهر زنم شروع کردن به گفتن اینکه من تو تستشون سربلند بیرون اومدم و خب این واقعه برام یه درس خیلی بزرگ داشت : همیشه کیف پولتون رو داخل ماشینتون بزارید😂😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 12:11
می گویند؛ مردی در امامزاده ایی اختیار ادرارش را از کف داد و در صحن امامزاده ادرار کرد! مردم خشمگین شدند و به سمت او هجوم بردند و خواستند که او را بکشند...! مرد که هوش و فراستی بسیار داشت گفت؛ ای مردم ! من قادر به ادرار کردن نبودم؛ امامزاده مرا شفا داد...! ناگهان به یکباره مردم ادرار او را به عنوان تبرک به سر و صورت خود مالیدند! منشا اشتباهات ندانستن نیست، بلکه تقلید و اعتقادات کورکورانه است. 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 10:31
با دانش « دیروز » ؛ نمی توان کودک « امروز »را ؛ برای « فردا » تربیت کرد ... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/16 10:19
اصول پتوشناسی :😳😳 اگر با يک پتو خوابيدی و موقع بيدار شدن دو پتو روی خودت دیدی بدان که آن مهر مادر است اگر با دو پتو خوابیدی و با يک پتو بيدار شدی بدان که آن از مردم آزاری کسی نيست جز برادرت و اگر با يک پتو خوابیدی و بلند شدی و ديدی که بيست پتو رويت هست بدون که خواهرت داره اتاق رو تميز می کنه و اگر با پتو خوابیدی و بيدار شدی و ديدی هيچ پتويی روت نيست مطمئن باش که با پتوی بابات خوابيده بودی اگر بی پتو خوابيدی و بی پتو از خواب بيدار شدی ، مطمئن باش جز همسرت کسی ديگه تو خونه نبوده! 😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 23:07
شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد : سلام ، من امشب دیر میام خونه ؛ لطفا همه لباسهای کثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست کن … ولی پاسخی نیومد ! پیامک دمیگری فرستاد : راستی ! یادم رفت بهت بگم که حقوقم اضافه شده و آخر ماه میخوام برات یه ماشین بخرم … همسر : وای خدای من ! واقعا ؟ شوهر : نه ، میخواستم مطمئن بشم که پیغام اولم به دستت رسیده یا نه !!!😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 20:01
‏13 خواستگار بعد از جواب رد شنیدن از تاج السلطنه، عزیزترین دختر ناصرالدین شاه و سمبل زیبایی در دوران قاجار، خودکشی کردند! بیشتر شبیه راننده کامیوناس 😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 18:49
از دكتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسد و توش کن ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺪﯾﺮ فاسد و توش کن ﻏﺮﺑﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭتان ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﻛﻨﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻴﺞ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻰ ،ﻭﻟﻰ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻞ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﻰ ﻭ ﻛﺎﺷﻰ ﻭ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ ﻫﺎﻯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻭﺭ ﺁﻧﺮﺍ ﺑشکنی ﻭ ﺳﻴﻤﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺁﻧﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﺮﺩ ﻛﻨﻰ و بوى گندى را تحمل کنی، ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻰ آن جاکش را ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 13:36
یارو سوراخِ باسنش درد میکرد... میره دکتر ، دکتره بهش یه پُماد میده میگه: اینو باید روزی سه بار بمالی دورِش! 👌 یارو میگه: چجوری؟ میشه توضیح بدی دکتر؟! دکتره میگه: برگرد برات بمالم ، میماله و یارو بر میگرده خونه شب به زنش میگه: زن بیا برام پُماد بمال... زنش داشته میمالیده ، یارو میگه: دست چپت کجاست؟؟ زنش میگه روی شونَت! میگه دست راستت کجاست؟! زنش میگه: خوب دارم پماد میمالم! یارو میگه: ای دکتره دیوس ، صبح داشت پماد میمالید جفت دستاش روی شونه هام بود 😑😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 10:46
شما 1 نفر از 7 میلیارد انسان بر روی 1 سیاره از 8 سیاره در مدار یک ستاره در 1 کهکشان از 2 هزار میلیارد کهکشان در کیهان هستید، همین.... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/15 10:35
یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار، کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد... منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه! هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم... تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده، ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود، قوی ترین گلم رو از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم.. مواظب قوی ترین های زندگی هامون باشیم. ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند، همیشه حامی اند، پشتمون بهشون گرمه... اما بهشون رسیدگی نمیکنیم، تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن...! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 23:00
💎مردم اینجا چقدر مهربانند! دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند... دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند، و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری؛ و دیدند هوا گرم شد، پس کلاهم را برداشتند؛ چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند؛ چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم، محبت کردند و حسابم را رسیدند... خواستم در این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز؛ روزگار جالبیست، مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید...! ✍حسین پناهی 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 20:21
🔹بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند (مبله ... شیک ... راحت) اما دو روز که توش زندگی میکنی ، دلت تا سرحد مرگ میگیره بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ، خودت را می کشی تا بری داخلش ، بعد می بینی اون تُو هیچی نیست جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته اما ...بعضی ها مثل باغند میری تُو ، قدم میزنی ؛ نگاه میکنی عطرش رو بو می کشی ؛ رنگ ها رو تماشا میکنی میری و میری آخری در کار نیست به دیوار که رسیدی بن بست نیست میتونی دور باغ بگردی چه آرامشی داره ؛ همنفس بودن با کسیکه دلش دریاست و تو هرروز یه چیزی میتونی ازش یادبگیری چون روحش بزرگه زندگیتون پر از اين آدما باشه 🙏❤️ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 16:48
روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند. ناگهان از دور مسجدي را ديدند. ديويد به استيو گفت: به مسجد كه رسيديم من ميگويم نامم امين است تو بگو نامم محمد است. استيو گفت: من به خاطر آب نامم را عوض نميكنم. به مسجد رسيدند. ملا گفت نامتان چيست؟ يكي گفت نامم استيو است و ديگري گفت نامم امين است. ملا گفت: براي استيو آب بياوريد و امين جان، چون ماه رمضونه بايد تا افطار وايسي😂😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 12:41
🔹ماهیان از تلاطم رودخانه به خدا شکایت کردند و چون رودخانه آرام شد خود را اسیر صیاد دیدند؛ تلاطم زندگی حکمت خداست 🔹از خدا دل آرام بخواهیم نه رودخانه ای آرام... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 11:22
♦️روزی یک میخ به پیچ گفت: چه کنم که همه بر سرم نکوبند؟ پیچ گفت باید مثل من باشی بچرخی و دور بزنی 🔹منطق بعضی از آدما دقیقا اینه ! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/14 11:17
يارو هفت تا پسر داشته یک بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن یک چند روزی دیدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابیده بودن، یهو پسر بزرگه راست میکنه ترتیب زنشو بده! هرچی زنه میگه بابا اینجا دست از سر ما وردار، جلو فامیلت آبرومون میره، پسره قبول نمیکنه و میگه: تو پاشو به هوای آب خوردن برو سر یخچال، تو نورش نگاه کن ببین همه خوابن یا نه! زنه پا میشه میره و برمیگرده میگه آره همه خوابیدن پسره هم دیگه امون نمیده و یالله مشغول میشه! بعد از یک نیم ساعت پسر دومی راست می‌کنه که یکحالی بکنه، ‌خلاصه اونم خانوم رو می‌فرسته سر یخچال تا چک کنه ببینه همه خوابن یا نه، و خلاصه تا صبح همین برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پیاده میکنن (البته با کمک یخچال)! صبح که میشه همه دور هم جمع میشن صبحونه بخورن، باباه میگه: دیشب خیلی خوب خوابیدم ولی از تشنگی مُردم! همه میگن: خب باباجان میرفتی سر یخچال آب میخوردی?! باباه میگه: والله دیدم هر کی رفت آب بخوره تا صبح گ ا یـید.نش خا یه نکردم 😂😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 22:59
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ 400 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺪﯼ؟ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ ﺷﺐ ﺑﯿﺎ فلان آدرس و پولو ﺑﮕﯿﺮ ... ﺷﺐ ﺷﺪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺩﯾﺪ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ !! ﺭﻓﺖ به آدرس تعیین شده ﺩﯾﺪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺱ ! ﮔﻔﺖ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ،ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟! 😐 ﮔﻔﺖ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﮑﺮﺩﻡ ، ﻓﺮﻭﺧﺘﻤﺶ ... ﺑﮕﯿﺮ ﺍﯾﻨﻢ ﭘﻮﻟﺶ ﺭﻓﯿﻖ..!! ❤️سلامتی همه رفیق های دنیا.. ❤️ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 19:53
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست، مسلمان باشد؟! همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد، پیرمردی ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم. جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا! پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند. جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که می خواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد. پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت: به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید: آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟! افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیر ترین فرد مسجد دوختند! پیرمرد رو به جمعیت کرد و گفت: چرا نگاه می کنید! به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمی شود😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 18:00
گویند روزی ملا نصرالدین از محلی میگذشت؛ دید فردی را شلاق میزدند، علت را جویا شد، گفتند: شراب خورده. ملا گفت خوب بخورد مگر چه میشود؟ گفتند شراب حرام است. ملا پرسید: برای چه حرامست؟ گفتند: چون به بدن ضرر میرساند و در قرآن آمده هرچه به بدن ضرر زند حرام است. ملا گفت خدا را هزار مرتبه شکر که شلاق نه به بدن ضرر میزند و نه به آبرو... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 15:32
💎دو چیز انسان را نابود میکند: - مشغول بودن به گذشته - مشغول شدن به دیگران هر کس در گذشته بماند آینده را از دست می‌دهد! و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد نصفی از آسایش و راحتی خود را از دست می‌دهد! بهترین انتقام در زندگی این است که به راه خود ادامه دهید و اتفاقات بد را فراموش کنید. به هیچکس اجازه ندهید از تماشای رنج شما لذت ببرد! شاد بودن را سرمشق زندگی خود قرار دهید. پروفسور جیمز اینس مینگر 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 12:24
دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی ؟ 😊 دخترک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب ! لبخند روی لبان مادر خشکید ! سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شده اما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بیا مامان! این یکی شیرین تره!!!!!! مادر خشکش زد .. چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ...! هر قدر هم که با تجربه باشید ، قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .... 🙏 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 11:10
از عالمی پرسیدم: چرا این زنها انقدر حسودی میکنن گفت: دعا کن همیشه همین قدر حسود باقی بمونند این یعنی: تو را دوست دارند بی تفاوت که شدند آنوقت است: که خدایت بیامرزد ... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/13 10:58
🌷🌷🌷 روزی سه ملا با هم خربزه می خوردند و فقیری طرف دیگری آنها را نظاره می نمود، برای آنکه هیچ کدام دلشان نمیامد از سهم خود به آن فقیر بدهند،. یکی گفت: روایت است از چیز هایی که بخشش آن کراهت دارد یکی انار است و دیگری خربزه. دومی گفت: همچنین روایت است که خربزه را باید آنقدر خورد که خورنده را جواب کند. سومی گفت: و نیز روایت است که هر کس سر از روی خربزه بلند نکند به وزن همان خربزه به گوشتش اضافه می شود. وقتی خربزه تمام شد، باز نتوانستند از پوستش دل کنده برای فقیر بگذارند. باز ذکر روایت شروع شد. یکی گفت: دندان زدن پوست خربزه دندان را سفید و اشتها را زیاد می کند، دومی گفت: پوست خربزه چشم را درشت و رنگ پوست را براق می کند. سومی گفت: دندان زدن پوستِ خربزه تکبر را کم و آدمی را به خدا نزدیک می نماید. و آنقدر دندان زدند و لیف کشیدند تا پوست خربزه را به نازکی کاغذی رساندند. فقیر که همچنان آنان را می نگریست گفت: من رفتم، که اگر دقیقه ای دیگر در اینجا بمانم و به شما ها بنگرم می ترسم با روایات شما، پوست خربزه مقامش به جایی برسد که لازم باشد مردم آن را بجای ورق قرآن در بغل بگذارند و تخمه اش را تسبیح کرده با آن ذکر یا قدوس بگویند. برگرفته از عبید زاکانی 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 23:13
ﺭﻭﺯﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﻧﺰﺩ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻢ ﺟﻠﻮﻱ ﺟﻤﻊ ﺑﮕﻮﯾﻢ. ﺑﺰﺭﮒ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺨﺺ ﺳﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ . ﻭﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺴﻲ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻪ ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﻲ ﺷﻨﯿﺪ !!! . . . ﺷﺮﻣﻨﺪﺗﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 20:42
بازرس آموزش وپروش اواسط سال میره سر کلاس. . بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن. ازیکیشون میپرسه: میدونی درب خیبر رو چه کسی کنده؟ بچه میزنه زیرگریه و میگه: آقا بخدا ما نکندیم. به معلمش میگه: این محصلت داره چی میگه؟؟؟ معلم میگه: راست میگه، من میشناسمش، بچه خوبیه، از این کارها نمیکنه. بازرسه عصبانی میره پیش معاون و جریان رومیگه، اونم میگه:شما اصلا خودتو ناراحت نکن. چقدرخسارتشه تاخودم تقدیم کنم. بازرس دیگه جوش میاره و میره پیش مدیر و کل ماجرا رو تعریف میکنه. مدیر میگه: آقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم، حالا از اونام بپرس شاید اونا کنده باشن؟!؟!😂😐 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 18:19
یک راننده لبنانی تعریف میکرد؛ ایام شهادت امیرالمومنین تو تاکسی مداحی گذاشته بودم و مسافری وهابی رو سوار کرده بودم.. به مقصد که رسید از ناراحتی اش گفت کرایه رو امام علی(ع) حساب میکنه و زد به فرار.. منم بخاطر کهولت سن نتونستم برم دنبالش.. چند لحظه بعد صدای زنگ موبایلی به گوشم خورد دیدم طرف گوشی آیفون اش رو جا گذاشته.. جواب دادم دیدم داره التماس میکنه بیا کرایه ات رو بدم.. منم گفتم امام علی(ع) کرایه رو داد تو برو گوشیتو از معاویه بگیر 😏 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 14:48
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه، او می گوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی، عروس و داماد وارد حجله می شوند و ....چند دقیقه از زفاف که می گذرد پسرک احساس تشنگی می کند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او می خواهد که آب بیاورد! چند بار تکرار می کند که ای گربه برو و برای من آب بیاور! گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا می کند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار. خب معلومه دختر از ترس سریع میره آب میاره و این ضرب المثل از آن زمان رایج شد. 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 11:15
مردی پس از 20 سال از زندان فرار میکنه برای دزدی به خونه یه زوج دکتر میره تارسید اونجا زن و مرد رو در رختخواب میبینه ابتدا مرد جوان رو به صندلی طناب پیچ میكنه سپس خانم خوشكله رو به صندلی میبنده و نزدیك میشه و بوسه ای به گردنش میزنه و میره حمام تا دوش بگیره. مرد جوان به همسرش میگه : گوش كن عزیزم این مرد از لباسش معلومه كه مدت زیادی رو در زندان بسر برده و حتما اونجا هیچ زنی رو ندیده من دیدم چطور گردن تو رو ماچ كرد اگه خواست با تو سکس داشته باشه مقاومت نكن اونو راضی كن با اینكه میدونم برات چندش آوره ! قوی باش عزیزم و بدون خیلی دوستت دارم. همسرش میگه : او گردن منو ماچ نكرد! اون در گوش من گفت كه همجنس گراست و معتقده كه تو خیلی نازی و از من پرسید كه وازلین داریم و من گفتم كه تو حموم میتونه پیدا كنه . پس عزیزم قوی باش و بدون من هم خیلی دوستت دارم!! 😂😂😑 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 10:31
اگر بخواهید دائما در مورد انسان ها قضاوت کنید. هرگز فرصت دوست داشتن آنها را نخواهید داشت. #مادر_ترزا 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/12 10:30
مردای قدیم شب موقع خواب به زنشون میگفتن ضعیفه فردا ننم آقام اینا میان خونمون یه آبگوشت مشتی بار بزار😐😐 زنم از ترسش میگفت چشم آقا تازه خجالتم میکشید حالا مردای امروز...موقع خواب پیشی من هنوز نخوابیدی ماچ ماچ بوش بوش قلفونت بشم فردا مامانت اینا میان خونه نبینم جوجه رنگیم دس به کاری بزنه فردا نمیرم سرکار میخوام قرمه سبزی درس کنم جیگر طلا ای تو روحت 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 22:56
💎طبق قوانین فیزیک قرار دادن یک آهن در میدان مغناطیسی، پس از مدت کوتاهی آنرا به "آهنرُبا" تبدیل می‌کند، حال قراردادن یک ذهن در میدان مغناطیسی بدبختی، میشود بدبختی رُبا! و قرار دادن در میدان مغناطیسی خوشبختی، می‌شود خوشبختی رُبا. هرچه را که می‌بینید، هرآنچه را که می‌شنوید، و هر حرفی که می‌زنید، همه دارای انرژی مغناطیسی هستند و ذهن شما را همانرُبا می‌کنند! به قول حضرت مولانا : تا درطلب گوهر کانی، کانی تا در هوس لقمه نانی، نانی این نکتهٔ رمز اگر بدانی، دانی هرچیز که در جستن آنی، آنی 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 20:30
زنها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: قِری و غُری زنهای غُری 😠😤😩 (به طور مثال) در جارو کردن خانه ، دائم غر میزنند که چرا من جارو کنم..؟ چرا دیگران شلخته اند..؟ این همه درس خوندم که کلفتی کنم و .. اما زنهای قِری 😂 حین جارو کردن یه نوار شاد میذارند و قر میدند و جارو میکنند. +غُری ها حرص و جوش میخورند و لحظات بدی رو میگذرونند +قِری ها لذت میبرند و شاد زندگی میکنند. غر نزن، قر بده.!😁 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 18:52
تهرانیه تو هواپیما بوده حوصلش سر میره، گیر میده به جعفر که بغل دستش نشسته بوده...میگه بیا نفری 2 تا سوال از هم بپرسیم هر سوالی که تو اشتباه جواب دادی 5 هزار تومن بده بهم هر سوالی که من اشتباه جواب دادم 50 هزار تومن بهت میدم.جعفر با بی میلی قبول می کنه... خلاصه طرف شروع میکنه: فاصله بین زمین و نزدیک ترین ستاره به اون چقدره؟ جعفر بدون فکر 5 تومن در میاره میده به طرف حالا جعفر میپرسه: اون چیه که با سه پا از کوه بالا میره و با 4 پا میاد پایین؟ طرف یه مدتی فکر میکنه...لپ تاپشو چک میکنه...از بغل دستیاش میپرسه ...خلاصه کلی کلافه میشه و 50 تومنو پیاده میشه جعفر سریع 50 تومنو میزاره جیبش طرف ازش میپرسه: خب حالا اون موجوده چی هست؟😕 جفر5 تومن در میاره میده بهش...میگه نمی دونم!! 😂😂😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 15:05
🔴ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ؟ ﺍﻭﻝ به ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺑﻌﺪ ﻃﺮف چپ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺳﺮ ﺑﮑﺶ. ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﻮﺑﯿﺪ ﭘﯿﺸﻮﻧﯿﺘﻮﻥ ﺑﮕﯿﺪ: ﺍﻫﻬﻬﻬﻬﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﻡ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ: ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦﺳﺎﺩﮔﯽ 😂 ﻭ ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 12:53
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند .روزی دختر را به همراه دو دختر دیگر به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی .مادر گفت: بله ومشخصات دختر را بیان کرد. پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه من است؟ مادر جواب داد: نمیدونم چرا ازش بدم اومد!! سلامتی همه مادرشوهرا ... 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 10:54
تا عاقلان راهــــی برای خندیدن بیابند ، ما دیوانگان هزاربار خندیده ایم !! روزگارتـــان دیــــوانـــه‌وار شــــاد 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/11 10:51
💎مردی دوستانش را به خانه دعوت کرد، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت. ناگهان، پی برد که نمک تمام شده است. پسرش را صدا زد: برو به ده و نمک بخر. اما به قیمت بخر: نه گران و نه ارزان تر. پسر تعجب کرد: پدر ، میدانم که نباید گران تر بخرم. اما اگر توانستم ارزان تر بخرم، چرا صرفه جویی نکنیم؟ پدر گفت: این کار در شهری بزرگ، قابل قبول است. اما در جای کوچکی مثل ده ما، با این کار همه ی ده از بین می رود. مهمانان که این حرف را شنیدند، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید، مرد پاسخ داد: کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد. کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند، نشان می دهد که برای عرق جبین و سعی و تلاش او در تولید نمک احترامی قایل نیست. مهمان ها گفتند: اما این مساله ی کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند؟ و میزبان پاسخ داد: در آغاز دنیا هم "ستم" کوچک بود. اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر، به روندی فزاینده منجر شد. همیشه فکر می کردند مهم نیست، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده. 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/10 23:09
چوپانی ماری را ازمیان بوته های آتش گرفته نجات داد ودرخورجین گذاشته وبه راه افتاد. چندقدمی که گذشت مارازخورجین بیرون آمدوگفت: به گردنت بزنم یابه لبت؟ چوپان گفت:آیاسزای خوبی این است؟ مار گفت:سزای خوبی بدی است...!!! وقرارشدتاازکسی سوال کنند، به روباهی رسیدندوازاوپرسیدندچاره ی کار را. روباه گفت:من تاصورت واقعه رانبینم نمی توانم حکم کنم. برگشته ومار را درون بوته های آتش انداختند، ماربه استمداد برآمد و روباه گفت: بمان تارسم خوبی ازجهان بر افکنده نشود. نه باید مثل چوپان خوب خوب بود. نه مثل مار بد بود بایدمثل روباه بود و دانست چه کسی ارزش خوبی کردن دارد! 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/10 19:40
ﺩﺧﺘﺮ : ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ؟ ﭘﺴﺮ : ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺕ،ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ! ؟ ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﮕﻪ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﯽ ﻋﺎﺷﻘﻤﯽ؟ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺗﺮﮐﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ؟ ﭘﺴﺮ : ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﺑﺮﻭﻭﻭ ... ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ؟ ﭘﺴﺮ : ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭِ ﻣﻤﮑﻨﻮﻭﻭﻭ ! ؟ﻋﺎﺷﻘﻢ ﮐﺮﺩﯼ ... ﻋﺎﺷﻖِ ﺧﻮﺩﺕ !! ﺑﺮﻭ ... ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺮﺩﯾﺖ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﻦ ... ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺑﺸﯽ ... ﻫﻤﺴﺮﻡ ... ﺗﮏ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺧﻮﻧﻢ، ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ !! ؟ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﺴﺮﯼ • برگرفته از کتاب تخیلی گوسفندها شنا می کنند ماهی ها یونجه می خورند😂 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/10 19:03
اصطلاح «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط برخی از مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن را با مریضی مرتبط می دانند ! این اصطلاح در اصل "کج دار و مریز" است. به معنای این که ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد. شاعر در این باره می گوید: رفتم بـه سر تـربت شمس تبـریز دیدم دو هزار زنگیـان خونـریـز هر یک به زبان حال با من می گفت جامی که به دست توست کج دار و مریز 💞 @dastan_saaraa 📚
2019/05/10 12:20
1